ميرزا حسن حسينى فسايى

355

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

كمال جلال وارد تبريز گشته بر تخت سلطنت نشست و رتق و فتق امور ممالك را در كف كفايت صوفى خليل گذاشته تمامى كارگزاران « 1 » سلطان يعقوب را گرفته به انواع جور و ستم مبتلا داشت و جناب قاضى عيسى را كه سلطان يعقوب بىمشاورت او كارى را فيصل ندادى شربت شهادت چشانيد و چون اين‌گونه اخبار به سليمان بيك كه والى ديار بكر بود رسيد سپاهى فراهم آورده ، قاصد آذربايجان گرديد « 2 » و ميرزا بايسنقر و صوفى خليل او را استقبال كرده ، چون نزديك شدند ، امراى آذربايجان كه از سوء سلوك صوفى خليل به تنگ آمده بودند ، طوعا و كرها عنان ميرزا بايسنقر را گرفته ، او را به اردوى سليمان بيك ملحق داشتند و امير سليمان بيك او را احترام تمام نموده ، به پادشاهى قبولش داشت و صوفى خليل ، دستگير شده ، رهسپر آخرت گرديد « 3 » و امير سليمان به ملازمت ميرزا بايسنقر به تبريز آمده ، سر در چنبر اطاعت درآورد . در سال 897 : امير ابيه « 4 » سلطان نوئين ، معتمدى را نزد قرق سيدى على كه كوتوال قلعه النجق بود فرستاد و پيغام داد كه مناسب آن است كه ميرزا رستم بيك پسر ميرزا مقصود بيك پسر امير حسن بيك را كه در پيش تو در قلعه النجق به فرمان ميرزا بايسنقر محبوس است ، به پادشاهى برداريم و سپاهى فراهم آورده ، ممالك را از تصرف بايسنقر و امير سليمان بيك گرفته به نام ميرزا رستم ، نموده ، رايت اقتدار برافرازيم و قرق سيد على ، اين بشارت را به ميرزا رستم رسانيده ، او را از حبس درآورده به ابيه سلطان پيوسته ، قاصد تبريز شدند « 5 » و ميرزا بايسنقر و امير سليمان بيك ، هر فوجى را به استقبال آنها مىفرستاد ، طريق بيوفائى را پيموده ، در اطاعت ميرزا رستم درمىآمدند و ميرزا بايسنقر ناچار گشته به جانب شيروان شتافت و در شيروان رحل اقامت انداخته « 6 » ، در تدارك بازگشت ممالك موروثه خود افتاد ، ميرزا رستم بيك ، بىكلفت‌خاطر وارد تبريز شده ، بر تخت جهانبانى قرار گرفت و همت بر تدارك اختلالى كه در ممالك بود گماشته ، بىنظمىها را منتظم ساخته داشت و واليان ممالك عراقين و فارس و كرمان و لرستان و خوزستان به توسط عرايض و هدايا مورد عنايت شدند . در سال 898 : شيروانشاه ، سپاهى فراهم آورده ، به ميرزا بايسنقر داماد خود داده ، براى استرداد ممالك موروثهء او ، روانه داشت و چون اين اخبار به ميرزا رستم بيك رسيد ، در تدارك مدافعه برآمده ، از هر جهت اسباب استحكام سلطنت خود را فراهم آورد « 7 » و از جمله آنكه چنان كه نگارش يافت در سال 894 سلطان يعقوب پادشاه ، پسران سلطان حيدر صفوى كه خواهرزادگان او بودند با والده آنها از اردبيل ، روانه فارس داشته در قلعه استخر محبوس نمود و امير منصور بيك والى شيراز ، نهايت محافظت و احترام را به آنها مراعات مىداشت تا در اين سال بخاطر ميرزا رستم بيك

--> ( 1 ) . در متن : ( گذاران ) . ( 2 ) . ر ك : حبيب السير ، ج 3 ، جزء چهارم ، ص 436 . ( 3 ) . همان ماخذ ، ص 437 . ( 4 ) . در روضة الصفا ، ج 8 ، ص 9 : ( اميه سلطان ) . و در احسن التواريخ ، ص 633 : ( آيبه سلطان ) . ( 5 ) . همان ماخذ ، ص 438 . ( 6 ) . ر ك : احسن التواريخ ، ص 633 : ( . . . بايسنقر دختر فرخ‌يسار پادشاه شروان را بزنى داشت ) . ( 7 ) . ر ك : حبيب السير ، ج 3 ، جزء چهارم ، ص 438 .